احکام امر به معروف و نهی از منکر

مسأله 2794- اگر احتمال صحیح داده شود که سکوت موجب آن مى‏شود که‏ منکرى معروف شود یا معروفى منکر شود واجب است خصوصاً بر علماى اعلام اظهار حق و اعلام آن، و جایز نیست سکوت.

مسأله 2795- اگر سکوت علماى اعلام موجب تقویت ظالم شود یا موجب تأیید او گردد یا موجب جرأت او شود بر سایر محرمات، واجب است اظهار حق و انکار باطل اگر چه تأثیر فعلى نداشته باشد.

مسأله 2796- اگر سکوت علماى اعلام باعث شود که مردم به آنها بدگمان شوند و آنها را متهم کنند به سازش با دستگاه ظلم، واجب است اظهار حق و انکار باطل اگر چه بدانند جلوگیرى از محرم نمى‏شود و اظهار آنها اثرى براى رفع ظلم ندارد.

مسأله 2797- اگر ورود بعض علماى اعلام در دستگاه ظلمه موجب شود که از مفسده‏ها و منکراتى جلوگیرى شود واجب است تصدى آن امر مگر آن که مفسده اهمى در آن باشد، مثل آن که تصدى آنها باعث سستى عقاید مردم شود یا سلب اعتماد آنها به علما گردد، در این صورت جایز نیست.

مسأله 2798- جایز نیست براى علما و ائمه جماعت تصدّى مدارس دینیه از طرف دولت جائر و اداره اوقاف چنان دولتى چه حقوق خود و طلاب علوم دینیه را از دولت جائر یا از مردم یا از موقوفات بگیرند اگر چه موقوفه خود مدرسه باشد زیرا دخالت دولت جائر در این امور و امثال آن مقدمه است براى هدم اساس اسلام به دستور مستعمرین که در جمیع دول اسلامى اشباه آن اجرا شد یا در شرف اجراست.

مسأله 2799- جایز نیست براى طلاب علوم دینیه دخول در مؤسسات دولتى که به اسم مؤسسات دینیه تأسیس نموده‏اند مثل مدارس دینیه که دولتهاى جائر در آنها دخالت مى‏نمایند، و از متولیان گرفته‏اند، و یا متولیان را تحت سلطه و نفوذ خود قرار داده‏اند، و آنچه با دست اداره اوقاف یا به تصویب آن به آنها بدهند حرام است.

مسأله 2800- جایز نیست براى طلاب علوم دینیه دخول در مدارس که بعض معممین و ائمه جماعت از طرف دولت جائر و یا با اشاره دولت تصدى نموده‏اند چه برنامه تحصیلى از طرف دولت جائر باشد یا از طرف این نحو متصدیان که عمّال دولت جائر هستند، زیرا در این امور نقشه محو آثار اسلام و احکام قرآن کریم کشیده‏ شده است.

مسأله 2801- کسانى که با لباس اهل علم، در این مؤسسات که به اشاره دولت جائر تأسیس شده است وارد شوند، لازم است مسلمانان و متدینین از آنها اعراض کنند و با آنها معاشرت نکنند، و آنها محکوم به عدم عدالت هستند و نماز جماعت با آنها جایز نیست، و طلاق در محضر آنها باطل است، و سهم مبارک امام علیه السلام و سهم سادات عظام را نباید به آنها بدهند، و اگر دادند از ذمّه آنها ساقط نمى‏شود، و اگر اهل منبر هستند لازم است آنها را دعوت براى منبر نکنند، و در مجالسى که این قبیل اشخاص از طرف دولت جائر براى ترویج باطل و تشریح برنامه‏هاى خلاف اسلام منبر مى‏روند شرکت نکنند.

مسأله 2802- در تصدى این نحو معممین که عُمّال ظَلَمه هستند، مفاسد عظیمه‏اى است که به تدریج آثار آن ظاهر خواهد شد، و لهذا نباید مسلمانان به عذرهایى که آنها براى تصدى مى‏آورند اعتنا کنند و علماى اعلام نیز لازم است آنها را از حوزه‏هاى خود اخراج نمایند و با آنها معاشرت نکنند، و بر کافه علماى اعلام و طلاب علوم دینیه و خطباى محترم و سایر طبقات مطلع از دسایس عمال اجانب لازم است این اشخاص فاسق فاسد را به ملت معرفى کنند، و مردم را از شر آنها بر حذر دارند.

مسأله 2803- اگر به واسطه قراینى ظن حاصل شد که شخص متصدى که به لباس اهل علم است مؤسسه را از طرف دولت جائر تصدى نموده است لازم است که به مفاد مسأله 2801 با آنها عمل شود یا آن که برائت او ثابت شود.

مراتب امر به معروف و نهى از منکر

مسأله 2804- براى امر به معروف و نهى از منکر مراتبى است، و جایز نیست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پایین، به مراتب دیگر عمل شود.

مسأله 2805- مرتبه اول آن که با شخص معصیت کار طورى عمل شود که بفهمد براى ارتکاب او به معصیت، این نحو عمل با او شده است، مثل این که از او رو برگرداند، یا با چهره عبوس با او ملاقات کند، یا ترک مراوده با او کند و از او اعراض‏ کند به نحوى که معلوم شود این امور براى آن است که او ترک معصیت کند.

مسأله 2806- اگر در این مرتبه درجاتى باشد لازم است با احتمال تأثیر درجه خفیفتر، به همان اکتفا کند، مثلًا اگر احتمال مى‏دهد که با ترک تکلم با او، مقصود حاصل مى‏شود، به همان اکتفا کند و به درجه بالاتر، عمل نکند، خصوصاً اگر طرف شخصى است که این نحو عمل موجب هتک او مى‏شود.

مسأله 2807- اگر اعراض نمودن و ترک معاشرت با معصیت کار موجب تخفیف معصیت مى‏شود یا احتمال بدهد که موجب تخفیف مى‏شود، واجب است اگر چه بداند موجب ترک بکلّى نمى‏شود، و این امر در صورتى است که با مراتب دیگر، نتواند از معصیت جلوگیرى کند.

مسأله 2808- اگر علماى اعلام احتمال بدهند که اعراض از ظلمه و سلاطین جور، موجب تخفیف ظلم آنها مى‏شود، واجب است اعراض کنند از آنها، و به ملت مسلمان بفهمانند اعراض خود را.

مسأله 2809- اگر مراوده و معاشرت علماى اعلام با ظلمه و سلاطین جور، موجب تخفیف ظلم آنها شود، باید ملاحظه کنند که آیا ترک معاشرت اهم است- زیرا ممکن است معاشرت موجب سستى عقاید مردم شود، و موجب هتک اسلام و مراجع اسلام شود- یا تخفیف ظلم، پس هر کدام اهم است، به آن عمل کنند.

مسأله 2810- اگر معاشرت و مراوده علماى اعلام با ظلمه، خالى از مصلحت راجحه ملزمه باشد، نباید معاشرت کنند، زیرا این امر موجب اتهام آنها خواهد شد.

مسأله 2811- اگر ارتباط علماى اعلام با ظلمه، موجب تقویت آنها شود یا موجب تبرئه آنها پیش افراد بى‏اطلاع شود، یا موجب جرأت آنها گردد، یا موجب هتک مقام علم شود، واجب است ترک آن.

مسأله 2812- کسانى که ترویج مقاصد ظلمه را مى‏کنند و کمک به جشنها و معاصى و ظلم آنها مى‏کنند از قبیل بعض تجار و کسبه، لازم است بر مسلمانان که آنها را نهى کنند، و اگر تأثیر نکرد، از آنها اعراض کنند و با آنها معاشرت و معامله نکنند.

مسأله 2813- مرتبه دوم از امر به معروف و نهى از منکر، امر و نهى به زبان است، پس با احتمال تأثیر و حصول سایر شرایط گذشته، واجب است اهل معصیت‏ را نهى کنند، و تارک واجب را امر کنند به آوردن واجب.

مسأله 2814- اگر احتمال بدهد که با موعظه و نصیحت، معصیت کار ترک مى‏کند معصیت را، لازم است اکتفا به آن، و نباید از آن تجاوز کند.

مسأله 2815- اگر مى‏داند که نصیحت تأثیر ندارد، واجب است با احتمال تأثیر امر و نهى الزامى کند، و اگر تأثیر نمى‏کند مگر با تشدید در گفتار و تهدید بر مخالفت، لازم است لکن باید از دروغ و معصیت دیگر احتراز شود.

مسأله 2816- جایز نیست براى جلوگیرى از معصیت، ارتکاب معصیت مثل فحش و دروغ و اهانت، مگر آن که معصیت، از چیزهایى باشد که مورد اهتمام شارع مقدس باشد و راضى نباشد به آن به هیچ وجه، مثل قتل نفس محترمه، در این صورت باید جلوگیرى کند به هر نحو ممکن است.

مسأله 2817- اگر عاصى ترک معصیت نمى‏کند مگر به جمع ما بین مرتبه اولى و ثانیه از انکار، واجب است جمع به این که هم از او اعراض کند، و ترک معاشرت نماید و با چهره عبوس با او ملاقات کند، و هم او را امر به معروف کند لفظاً و نهى کند لفظاً.

مسأله 2818- مرتبه سوم توسل به زور و جبر است، پس اگر بداند یا اطمینان داشته باشد که ترک منکر نمى‏کند یا واجب را به جا نمى‏آورد مگر با اعمال زور و جبر، واجب است لکن باید تجاوز از قدر لازم نکند.

مسأله 2819- اگر ممکن شود جلوگیرى از معصیت به این که بین شخص و معصیت حایل شود و با این نحو مانع از معصیت شود، لازم است اقتصار به آن اگر محذور آن کمتر از چیزهاى دیگر باشد.

مسأله 2820- اگر جلوگیرى از معصیت توقف داشته باشد بر این که دست معصیت کار را بگیرد یا او را از محل معصیت بیرون کند یا در آلتى که به آن معصیت مى‏کند تصرف کند، جایز است، بلکه واجب است عمل کند.

مسأله 2821- جایز نیست اموال محترمه معصیت کار را تلف کند مگر آن که لازمه جلوگیرى از معصیت باشد، در این صورت اگر تلف کند ضامن نیست ظاهراً، و در غیر این صورت، ضامن و معصیت کار است.

مسأله 2822- اگر جلوگیرى از معصیت توقف داشته باشد بر حبس نمودن‏ معصیت کار، در محلى یا منع نمودن از آن که به محلى وارد شود، واجب است، با مراعات مقدار لازم و تجاوز ننمودن از آن.

مسأله 2823- اگر توقف داشته باشد جلوگیرى از معصیت، بر کتک زدن و سخت گرفتن بر شخص معصیت کار، و در مضیقه قرار دادن او جایز است، لکن لازم است مراعات شود که زیاده‏روى نشود، و بهتر آن است که در این امر و نظیر آن اجازه از مجتهد جامع الشرایط گرفته شود.

مسأله 2824- اگر جلوگیرى از منکرات و اقامه واجبات موقوف باشد بر جرح و قتل، جایز نیست مگر به اذن مجتهد جامع الشرایط با حصول شرایط آن.

مسأله 2825- اگر منکر از امورى است که شارع اقدس به آن اهتمام مى‏دهد و راضى نیست به وقوع آن به هیچ وجه، جایز است دفع آن به هر نحو ممکن باشد، مثلًا اگر کسى خواست یک شخص را که جایز القتل نیست بکشد باید از او جلوگیرى کرد، و اگر ممکن نیست دفاع از قتل مظلوم مگر به قتل ظالم، جایز است بلکه واجب است، و لازم نیست از مجتهد اذن حاصل نماید. لکن باید مراعات شود که در صورت امکان جلوگیرى به نحو دیگرى که به قتل منجر نشود به آن نحو عمل کند، و اگر از حد لازم تجاوز کند معصیت کار و احکام متعدّى بر او جارى خواهد شد.(1)

وجوب امر به معروف و نهی از منکر

هر یک از امر و نهی در اینجا به واجب و مستحب تقسیم میشود ، پی هر آنچه از نظر عقل یا شرع واجب است ، امر به آن واجب ، و هر چه از نظر عقل قبیح یا در شرع حرام است نهی از آن واجب است ، و آنچه مستحب است امر به آن نیز مستحب ، و آنچه مکروه است نهی از آن مستحب است.

 اگر عده ای، که به اندازه نیاز نیستند در پی برپایی واجبی بر آیند ، و بقیه اقدام نکنند و افراد حاضر نتوانند بقیه را جمع کنند و وجوب از آنان ساقط میشود و گناه به گردن متخلفین خواهد بود.

امر کننده و نهی کننده بداند که آنچه را مکلف ترک کرده معروف است و آنچه را مرتکب شده منکر است.بنابر این بر جاهل به معروف منکر امر و نهی واجب نیست و در اینجا علم ، شرط وجوب است مانند استطاعت در حج. (2)

وجوب یادگیری شرایط امر و نهی

یادگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد وجوب و جواز و عدم آن واجب است تا در امر و نهی خود مرتکب منکر نشود  اگر امرو نهی در موردی نسبت به بعضی باعث ضعف و سستی دین ( هر چند نزد غیر او) شود ، جایز نیست ، بویژه اگر فقط احتمال تلثیر در بین باشد مگر اینکه مورد ، با اهمیت و مهم باشد  و پیداست که موارد فرق میکند.

گمان به بی تاثیری هر چند قوی باشد ، موجب سکوت وجوب نیست ، پس هر  گاه احتمال قابل اعتنا پیش عقلا در بین باشد واجب است.

اگر سکوت علامای دین و پیشوایان مذهب مورد تقویت و تائید ظالم باشد « العیاذ بالله » سکوت آنان حرام و اظهار حقایق بر آنان واجب است ، هر چند در از بین بردن ستم موثر نباشد.(3)

منبع:

http://www.wilayah.org  1- متن رساله توضیح المسائل امام خمینی (ره)- پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری سایت

2 و 3- گزیده ای از آثار امام خمینی- امر به معروف و نهی از منکر، تهیه و تنظیم ف.مصباحی، موسسه چاپ و نشر عروج  1383

/ 0 نظر / 11 بازدید