نگاهی به فیلم «اورشلیم؛ شمارش معکوس»

ایران هراسی» نیز یکی از اهداف و استراتژی های کاخ سفید در 33 سال گذشته و به ویژه
یک دهه اخیر است. به همین دلیل نیز درست از همان زمان که در گفتارهای دولتمردان
آمریکایی، کشور ما به عنوان یکی از محورهای شرارت معرفی شد، ناگهان سینمای
ضدایرانی، از تک فیلم هایی که هر از گاهی در هالیوود ساخته می شد، به یک جریان ثابت
تبدیل گشت، به طوری که در سال های اخیر، شاهد سرمایه گذاری و تبلیغات سنگین و ساخت
چند فیلم در هالیوود علیه ایران بوده ایم. هم اکنون نیز فیلمی به نام «آرگو» با
موضوع تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران در حال ساخت است و تا چند ماه دیگر در
سینماهای جهان به نمایش درخواهد آمد.

پرونده هسته ای ایران نیز یکی از چالش
های اخیر جهان غرب با ایران است که هالیوود نسبت به آن نیز واکنش نشان داده است.
فیلم «اورشلیم؛ شمارش معکوس» نمونه یکی از فیلم های ضدایرانی اخیر است که به طور
مستقیم به مسئله هسته ای ایران می پردازد. البته تولید فیلم پیرامون این موضوع در
هالیوود مسبوق به سابقه است و پیش از این نیز آثاری با اشاره به این مسئله ساخته
شده و به نمایش درآمدند. ازجمله فیلم «غیرقابل تصور» به کارگردانی «گرگور جردن»
محصول سال 2010. این فیلم درباره یک مرد آمریکایی است که پس از سفر به ایران به دین
اسلام می گرود و با بازگشت به آمریکا رو به اعمال تروریستی می آورد و در یک عملیات
که برای انفجار سه بمب در آمریکا ترتیب داده شده شرکت می کند. این فیلم از یک طرف،
دین اسلام را مروج تروریسم معرفی می کند و از طرف دیگر، ایران را منشأ تروریست ها و
محل پرورش تروریسم جلوه می دهد! سریالی به نام «جریکو» نیز چنین مضمونی را دستمایه
قرار داده بود.

اما فیلم «اوشلیم؛ شمارش معکوس» به طور مستقیم، برنامه هسته
ای ایران را هدف قرار داده است. این فیلم به کارگردانی «هارولد کرنک» داستان گروهی
به نام «هفت شگفت انگیز» است که قصد دارند چند بمب را در خاک آمریکا منفجر کنند،
اما نکته قابل توجه این است که اعضای این گروه، ایرانی هستند. این اتفاق، همزمان
است با برگزاری مذاکرات هسته ای میان ایران و غرب و همچنین مذاکرات صلح در
خاورمیانه (میان فلسطین و رژیم صهیونیستی) در این گیرودار است که مأموران سازمان
سیا در می یابند ایران و روسیه با طرح توطئه ای مشترک، قصد نابود کردن آمریکا را
دارند! هرچند که همه چیز ختم به خیر می شود و باز هم نظامیان و مأموران امنیتی
آمریکا، شروران و تروریست ها را شکست می دهند و صلح را در جهان ابقا می
کنند!

«اورشلیم؛ شمارش معکوس» یک فیلم ضعیف، سطحی، شعارزده و آشفته است که
انواع و اقسام موضوع های سیاسی را در کنار هم قرار می دهد تا تصویر هراس آلودی را
از کشور ایران نمایش دهد. از مذاکرات صلح فلسطین و رژیم صهیونیستی و دست داشتن
ایران در این مذاکرات برای کشتن حق اشغالگران(!) گرفته تا بستن تنگه هرمز و خطر
موفقیت ایران در مذاکرات هسته ای با غرب که به زعم فیلم اگر این اتفاق بیفتد و 1+5
در برابر جمهوری اسلامی ایران کوتاه بیاید، نتیجه ای جز نابودی جهان ندارد! فیلم،
آسمان و ریسمان های عجیبی را به هم می بافد، مثلاً در برخی تصاویر، استفاده از آرم
گروه القاعده توسط ایرانی ها دیده می شود، یا اینکه درست در همسایگی خانه تیمی
مرکزی گروه «هفت شگفت انگیز»، یک فعال حقوق بشر و طرفدار دموکراسی سکونت دارد و از
قضا همان است که رازهای این گروه تروریستی را کشف می کند و دنیا را نجات می
دهد!

فیلم «اورشلیم؛ شمارش معکوس» در عین حال یک فیلم آخرالزمانی نیز محسوب
می شود؛ فیلمی است که نسبت به خطر روی دادن جنگ نهایی و نابود شدن دنیا هشدار می
دهد. در اغلب فیلم های آخرالزمانی، معمولاً عامل اصلی نابودی جهان در هاله ای از
ابهام است، اما این بار یک مسئول مشخص برای این فرجام تعیین می شود؛
ایران!

نکته مهم این است که فیلم «اورشلیم؛ شمارش معکوس» بر اساس کتابی به
همین نام نوشته اوانجلیست مشهور آمریکا «جان هگی» است. اوانجلیسم، یکی از مکاتب
ایدئولوژیک موجود در دنیای غرب است که از آن به عنوان مسیحیت صهیونیستی یاد می شود.
اوانجلیست ها دارای اعتقادات خاصی هستند که به آرماگدون معروف است. آنها معتقدند که
در محلی به نام هارمجدون (آرماگدون) جنگ سختی میان جبهه غرب (مسیحیان و یهودیان) با
سپاه دجال که از سمت شرق حمله می کند درمی گیرد و نتیجه اش کشته شدن بخش اعظم مردم
جهان است و در نهایت نیز به ظهور حضرت مسیح منجر می شود. آنها ایرانیان، مسلمانان و
در مرتبه بعدی، روس ها را اصلی ترین نیروهای جبهه شر یا همان دجال می دانند. به
اعتقاد کارشناسان، بسیاری از تجاوزهای نظامی غرب در خاورمیانه از جمله حمله به عراق
و افغانستان و رخ دادن جنگ های 33 روزه و 22 روزه در لبنان و فلسطین، در راستای
اعتقادات آرماگدونی اوانجلیست ها بوده است. آنها قدرتمندترین جریان در دنیای سیاست
امروز غرب و به خصوص در آمریکا هستند. اغلب کمپانی های ساخت فیلم نیز در سیطره همین
جریان پول پرست و جنگ طلب است.

نوعی شیفتگی خاص به رژیم صهیونیستی در فیلم
حاکم است. رگه های تبلیغاتی پر رنگی درباره تاریخ جعلی رژیم صهیونیستی و توجیه
اشغالگری آن در فیلم دیده می شود. به خصوص در صحنه ای که نماینده این رژیم اشغالگر
از طریق رسانه های جمعی با مردم آمریکا سخن می گوید و گویی در حال مدح و ستایش
اسرائیل غاصب است. تا آنجا که در یکی از دیالوگ های فیلم، حرف کفرآمیزی هم بیان می
شود با این مضمون که خدا رژیم صهیونیستی را تشکیل داده است! همچنین به مخاطب این
گونه القا می شود که اگر نتایج مذاکرات هسته ای به سود ایران تمام شود، رژیم
صهیونیستی از صفحه روزگار محو خواهد شد. هرچند هدف این فیلم، سوق دادن افکار عمومی
غرب علیه برنامه هسته ای ایران و در راستای اتهام به کشورمان در تلاش برای تولید
سلاح اتمی است، اما از یک واقعیت نیز نمی توان گذشت؛ تجربه نشان می دهد که طی 33
سال اخیر هربار در عرصه جهانی قدرت ایران افزایش یافته، موجب افزایش تزلزل و ضعف در
رژیم صهیونیستی شده است. یک مصداق بارز، نفوذ بیش از پیش گفتمان جمهوری اسلامی در
جهان اسلام در چند سال اخیر است که به جریان بیداری اسلامی در جهان انجامیده و در
اثر رخ دادن انقلاب ها و خیزش هایی در ملل عرب، حیات غصبی اسرائیل رو به افول نهاده
است.

ساخته شدن چنین فیلمی در هالیوود نیز گویای اهمیت برنامه هسته ای ایران
و مذاکراتی است که هر چند وقت یک بار میان دو طرف بر سر این پرونده برگزار می شود و
رسانه ها و محافل سیاسی جهان را تحت الشعاع خود قرار می دهد. جمهوری اسلامی ایران
درحالی تا چند روز آینده بار دیگر پای میز مذاکرات هسته ای با نمایندگان دولت های
به اصطلاح ابرقدرت خواهد نشست که همه چیز حاکی از دست برتر کشورمان در این مذاکرات
است. ناکامی در انواع بحران سازی ها برای ایران، وقوع انقلاب های منطقه، گسترش
بیداری اسلامی در خاورمیانه، بحران های سنگین اقتصادی در غرب، فروپاشی عقبه های
استراتژیک آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی در خاورمیانه و شمال آفریقا، جنبش ضد
سرمایه داری، ناکامی در حمله نظامی به عراق و افغانستان، شکست رژیم صهیونیستی به
عنوان پایگاه نظامی آمریکا در جنگ 33 روزه و 22 روزه و ... همه، غرب را در یک
محاصره قرار داده که دستش را برای اعمال فشار بیشتر بر کشورمان بسته است. به همین
دلیل، این ایران نیست که به مذاکره نیاز دارد، بلکه غربی ها هستند که از این طریق،
فضاسازی های رسانه ای و تبلیغاتی را دنبال می کنند تا به نوعی، بحران های امروز خود
را پوشش دهند. از این رو به نظر می رسد که آنها در مذاکرات آینده نیز حرف جدیدتری
نسبت به مذاکرات بغداد نخواهند داشت. در نتیجه، رقم زننده اصلی نتیجه نشست مسکو،
ایران خواهد بود. ساخته شدن این گونه فیلم ها هم در راستای دیکته دروغ های غرب
درباره برنامه صلح آمیز هسته ای ایران به افکار عمومی جهان است.

به همین
دلیل نیز، فیلم «اورشلیم؛ شمارش معکوس » بدون شک آخرین فیلم ضدایرانی نخواهد بود و
همچنان که آمد، سینماگران آمریکایی هم اکنون درحال تولید فیلمی با موضوع تسخیر لانه
جاسوسی آمریکا در ایران هستند. همچنین نباید تردید کرد که در هالیوود باز هم درباره
پرونده هسته ای ایران فیلم ساخته خواهد شد، اما نکته ظریف این است که چرا درحالی که
سینمای آمریکا در کوران مباحث و کشمکش های هسته ای غرب و ایران درباره این موضوع
فیلم می سازد، سینمای ایران در این باره سکوت کرده است؟

/ 0 نظر / 7 بازدید