جامعترین تعلیمات اسلام - سوره نحل آیه90

در این آیات نمونه اى از جامعترین تعلیمات اسلام در زمینه مسائل اجتماعى
، و انسانى و اخلاقى بیان شده است. در نخستین آیه به شش اصل مهم که سه اصل ، جنبه
مثبت و مامور به ، و سه اصل جنبه منفى و منهى عنه دارد، دیده میشود.

در آغاز مى گوید: خداوند فرمان به عدل و احسان میدهد و (همچنین) بخشش به
نزدیکان، عدل همان قانونى است که تمام نظام هستى بر محور آن میگردد، آسمانها و زمین
و همه موجودات با عدالت بر پا هستند.

میدانیم عدل به معنى واقعى کلمه آنست که هر چیزى در جاى خود باشد بنابر
این هر گونه انحراف ، افراط، تفریط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق دیگران بر خلاف اصل
عدل است. .

اما از آنجا که عدالت با همه قدرت و شکوه و تاثیر عمیقش در مواقع بحرانى
و استثنائى به تنهائى کارساز نیست ، بلافاصله دستور به احسان را پشت سر آن مى
آورد..

فى المثل دشمن غدارى به جامعه اى حمله کرده است ، و یا طوفان و سیل و
زلزله ، بخشى از کشورى را ویران نموده ، اگر مردم در چنین شرائطى بخواهند در انتظار
آن بنشینند که مثلا مالیاتهاى عادلانه و سایر قوانین عادى ، مشکل را حل کند، امکان
پذیر نیست ، اینجاست که باید همه کسانى که داراى امکانات بیشتر از نظر نیروى فکرى و
جسمانى و مالى هستند، دست به فداکارى بزنند، و تا آنجا که در قدرت دارند، ایثار
کنند، و گرنه دشمن جبار ممکن است کل جامعه آنها را از بین ببرد و یا حوادث دردناک
طبیعى ، جمع کثیرى را به کلى فلج کند.

در حدیثى از على (علیه السلام) میخوانیم العدل الانصاف ، و الاحسان
التفضل : عدل آنست که حق مردم را به آنها برسانى ، و احسان آن است که بر آنها تفضل
کنى این همان است که در بالا اشاره شد.

اما مساله نیکى به نزدیکان (ایتاء ذى القربى) در واقع بخشى از مساله
احسان است با این تفاوت که احسان در کل جامعه است ، و ایتاء ذى القربى در خصوص
خویشاوندان و بستگان که جامعه کوچک محسوب میشود.

در بعضى از احادیث اسلامى میخوانیم که منظور از ذى القربى ، نزدیکان
پیامبر یعنى امامان اهلبیتند، و منظور از ایتاء ذى القربى ، اداء خمس
میباشد.

این تفسیر هرگز نمیخواهد مفهوم آیه را محدود کند، بلکه هیچ مانعى ندارد
آیه به مفهوم وسیعش باقى باشد و این قسمت نیز یکى از مصادیق روشن آن مفهوم عام
محسوب گردد. پیرامون این تعبیرات سه گانه «فحشاء» «منکر» و «بغى» نیز مفسران سخن
بسیار گفته اند، اما آنچه مناسبتر با معنى لغوى و قرینه مقابله این صفات با یکدیگر
به نظر میرسد آنست که «فحشاء» اشاره به گناهان پنهانى منکر اشاره به گناهان آشکار،
و بغى ، هر گونه تجاوز از حق خویش و ظلم و خود برتربینى نسبت به دیگران
است .

بعضى از مفسران گفته اند: سرچشمه انحرافات اخلاقى ، سه قوه است : قوه
شهوانى و غضبى و نیروى وهمى شیطانى .

اما قوه شهوانى ، انسان را به لذتگیرى هر چه بیشتر میخواند، و غرق در
«فحشاء» و زشتیها میکند.

قوه غضبیه ، انسان را به انجام منکرات و آزار مردم وا
میدارد.

اما قوه وهمیه شیطانیه ، حس برتری طلبى و ریاست خواهى و انحصار جوئى و
تجاوز به حقوق دیگران را در انسان زنده میکند و او را به این اعمال وا
میدارد.

خداوند با تعبیرهاى سه گانه فوق نسبت به طغیان این غرائز، هشدار داده و
با یک بیان جامع که همه انحرافات اخلاقى را در بر میگیرد به راه حق ، هدایت نموده
است .

و در پایان آیه ، به عنوان تاکید مجدد روى تمام این اصول ششگانه
میفرماید: خداوند به شما اندرز میدهد شاید متذکر شوید.

جامعترین آیات خیر و شر

جاذبه محتواى این آیه و طرز بیان آن چنان است که در روایتى میخوانیم ،
«عثمان بن مظعون» که از صحابه معروف پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) است
مى گوید: «من در آغاز، اسلام را تنها به طور ظاهرى پذیرفته بودم نه با قلب و جان ،
دلیل آن هم این بود که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) کرارا پیشنهاد اسلام به
من کرد و من هم از روى حیا پذیرفتم ، این وضع همچنان ادامه یافت تا اینکه روزى
خدمتش بودم ، دیدم سخت در اندیشه فرو رفته است ناگهان چشم خود را به طرف آسمان دوخت
، گوئى پیامى را دریافت میدارد، وقتى به حال عادى بازگشت از ماجرا پرسیدم ، فرمود:
آرى هنگامى که با شما سخن میگفتم ناگهان جبرئیل را مشاهده کردم که این آیه را براى
من آورد ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذى القربى ... پیامبر (صلى الله
علیه و آله و سلم) آیه را تا آخر براى من خواند، چنان محتواى آیه در قلب من اثر
گذاشت که از همان ساعت اسلام در جان من نشست ، من به سراغ ابو طالب عموى پیامبر

(صلى الله علیه و آله و سلم) آمدم و جریان را به او خبر دادم ، فرمود: اى طایفه
قریش از محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) پیروى کنید که هدایت خواهید شد، زیرا او
شما را جز به مکارم اخلاق دعوت نمیکند، سپس به سراغ ولید بن مغیره (دانشمند معروف
عرب و یکى از سران شرک) آمدم و همین آیه را بر او خواندم ، او گفت اگر این سخن از
خود محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) است بسیار خوب گفته و اگر از پروردگار او است
باز هم بسیار خوب است».

در حدیث دیگرى میخوانیم که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) این آیه
را براى ولید بن مغیره خواند، ولید گفت : فرزند برادر دو باره بخوان ، پیامبر (صلى
الله علیه و آله و سلم) تکرارکرد، ولید گفت : «شیرینى خاصى دارد و زیبائى و
درخشندگى مخصوصى ، شاخه هایش پر بار، و ریشه هایش پر برکت است ، و این گفتار بشر
نیست».

از احادیث بالا و احادیث متعدد دیگر به خوبى استفاده میشود که آیه فوق
به عنوان یک دستور العمل کلى اسلامى و یکى از مواد قانون اساسى اسلام و منشور جهانى
آن ، همواره مورد توجه مسلمانان بوده است ، تا آنجا که طبق حدیثى ، هر گاه امام
باقر (علیهالسلام) نماز جمعه میخواند آخرین سخنش در خطبه نماز همین آیه بود و به
دنبال آن چنین دعا میکرد: خداوندا ما را از کسانى قرار ده که اندرزها را میشنوند و
به حالشان مفید است سپس از منبر فرود مى آمد.

احیاى اصول سه گانه عدل و احسان و ایتاء ذى القربى و مبارزه با انحرافات
سه گانه فحشاء و منکر و بغى در سطح جهانى ، کافى است که دنیائى آباد و آرام و خالى
از هر گونه بدبختى و فساد بسازد، و اگر از ابن مسعود صحابى معروف نقل شده که این
آیه جامعترین آیات خیر و شر در قرآنست به همین دلیل است .

 

منبع: تفسیر نمونه، تلخیص تفسیر
آیه90 سوره نحل

/ 0 نظر / 3 بازدید